##########################
## پسره چارده پونزده ساله بود ##
# از کنارم رد
شد گفتم تو کجا، لبخندی زد. #
# پشت لباسش یه جمله زیبا نوشته بود #
# بعد عملیات یه شهیدو
شناسایی نکردن. #
# رفتم بالا سرش، سر نداشت #
# برش گردوندم دیدم نوشته، #
# جیگر شیر نداری سفر عشق مرو. ### خودش بود. ##
###########################
+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت
6:37 |
