لیلا روی گردنم نشسته است و مادرش داره ماست دهنش میکنه حالا چی به سر موهای من میاد بماند حس میکنم ماست داره از پیشونیم میاد پایین. بچه اینقدر وول نخور میافتی پایین!. آخیش رفتن، مامان و دختر رفتن تلویزیون ببینند. اینم از عصر جمعه. هفته دیگه قراره پدر زنم با خونوادشون بیان اصفهان چند روزی مهمون ما باشند. خیلی خوبه باز یه مهمون بیاد ما که مردیم از غریبی، از اینکه هیشکی نیومد بگه بابا شما کجایید چه میکنید کی آخه این درستون تموم میشه وووو
+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت
19:59 |